این مطلب ۵۵ بار خوانده شده
بسیج گزارش می‌دهد؛

مشكل ارتباطي اصلي‌ترين معضل زوجين است

معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر گفت: بنابراین منشاء بروز اکثر مشکلات خانوادگی نداشتن الگوی مناسب برقراری ارتباط است، به عبارتی مشکلات ارتباطی اصلی‌ترین معضل زوجینی است که به دلایل مختلف با یکدیگر به مشاجره و دعوا می‌پردازند.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش خبرنگار خبرگزاري بسيج در استان سمنان، «با لباس سفيد رفتن به خانه شوهر و با كفن سفيد برگشتن» اين فحواي كلام بزرگتر‌ها بوده و هست و خيلي از پدرها و مادرهاي در قديم با كم و زياد و خوبي و بدي طرف مقابلشون مي‌ساختن تا زندگيشون پابرجا بمونه و به هيچ وجه تن به جدايي و طلاق نمي‌دادند؛ اما امروز قبح طلاق ريخته و به محض اينكه مشكلي بين زوجين ايجاد مي‌شه به راحتي حرف طلاق پيش مياد.
بر این اساس به سراغ کارشناسان و وکلایی دادگستری رفتیم تا در خصوص طلاق که به عنوان «فانوس خاموش» در جامعه شناخته شده است، تحلیلی درست ارائه کنیم.
معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر در اين رابطه به خبرنگار بسيج گفت: رضايت زناشويي ابعاد متنوعي شامل كيفيت ارتباط، فرصت تعاملات، داشتن انسجام در مسائل مربوط به رابطه و سابقه مشكلات خانوادگي دارد.
علی‌محمد رضایی افزود: سازگاري زناشويي يك فرآيند است که نتيجه و حاصل اين فرآيند مبتني بر ميزان توافق زوجين در زمينه مسائل مهم در رابطه زناشويي، تعهد مداوم زوجين به رابطه زناشويي، مشاركت زوجين در انجام فعاليتهاي مشترك، صميميت عاطفي و صميميت فيزيكي زوجين است.
وي ادامه داد: عوامل مؤثر بر سازگاري زناشويي هر چه تضعیف یا کمرنگ شود، احتمال بروز تنش و تضاد و بروز عادت‌های مخرب ميان زوجین بیشتر شده و احتمال طلاق افزایش می‌یابد.
معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر با اشاره اينكه عادت‌های مخرب به این معنی است که همسران در روابطشان سعي در كنترل طرف مقابل دارند و از هفت عادتِ تخريب‌گرِِ كنترل دیگری استفاده مي‌كنند، گفت: عيب‌جويي يا انتقاد، سرزنش، شكوه و گلايه، نِق و غُر زدن،‌ تهديد، تنبيه، حق حساب يا باج دادن براي تحت كنترل در آوردن ديگري هفت عادت مخرب روابط بين زوجين است.
رضايي خاطرنشان کرد: بسیاری از زوجین روابط مناسب و تفاهم فی ما بين وجود ندارد و اكثر آنها با اين معضل در گير هستند؛ زیرا نمي‌دانند كه اگر چه مي‌توانند با زور، اجبار، تهديد، سرزنش و تكرار عادات مخرّب، همدیگر را كنترل كنند؛ ولي طرز تفكر آنها را نمي‌توانند كنترل كنند چون بيشتر آنها از نظر فكري با همدیگر متفاوت هستند و در خفا افكار خود را پياده مي‌كنند و هميشه اين اعمال پنهاني و دور از چشمان همدیگر باعث بروز مشكلات غير قابل جبراني مي‌شود.
وي تصریح کرد: داشتن طرحواره های ناسازگار از جمله احساس بي‌كفايتي، خودبزرگ‌بيني،‌ خويشتن‌داري و خودانضباطي ناكافي، بدبيني و منفي‌گرايي، ‌بازداري هيجاني و عيب‌جويي افراطي می‌تواند منجر به آسیب‌های جدی در روابط زناشویی شده و زمینه طلاق را فراهم كند.
وی افزود: اگر همسران تلاش كنند دست از اين عادات بردارند و به جاي آن، هفت عادت مهرورزي را جايگزين كنند، از ميزان مشكلات آن‌ها كاسته مي‌شود، اين هفت عادت عبارت از گوش دادن، حمايت، تشويق، احترام، اعتماد، پذيرش، گفتگو بر سر اختلافات و چاره انديشي هستند.
معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر گفت: هر كس اعمال خود را كنترل كند و تغيير رويه دهد و به افكار دیگری احترام گذاشته و يكديگر را آزاد بگذارند و در صورت نياز يكديگر را راهنمايي كرده و در انجام كارها بجاي اينكه به هم دستور بدهند، به يكديگر پيشنهاد اصلاحی بدهند، در این صورت به جاي اينكه تمام قدرت و انرژي خود را صرف مقابله با يكديگر کنند، اين انرژي را صرف انتخاب بهترين روش مي‌كنند.
رضایی اظهار كرد: در گذشته طلاق بسيار مذموم و نكوهيده بود و بسياري از زوجين عليرغم نارضايتي از زندگي به خاطر فرزندان خود هم كه شده اين وضعيت را تحمل مي‌كردند؛ اما در حال حاضر به دليل تغييرات فرهنگي و تغيير ارزش‌هاي مردم تحت تأثير عوامل مختلف از جمله مشكلات داخلي و تبليغات رسانه‌هاي غربي،‌ افزايش لذت‌گرايي، كاهش تحمل در بسياري از مواقع طلاق به عنوان يك راه حل سهل‌الوصول در نظر گرفته شده و مباردت به اين كار مي‌كنند.
وي افزود: عامل ديگري كه در طلاق نقش مهمي ايفاء مي كند اين است كه بسياري از جوانان زوج مناسب خود را پيدا نمي كنند و صرفا به اين دليل كه ازدواج كرده باشند دست به تشكيل خانواده مي‌دهند و بعدها در مسير زندگي ممكن است فرد مناسب خود را بيابند كه اين خود مي تواند زمينه ساز بسياري از تنش ها شده و فرد را به سوي طلاق سوق دهد.
معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر بیان کرد: بر اساس تعاليم اسلامي هدف از ازدواج رسيدن به آرامش است، اما بعضا مشاهده مي‌شود كه جوانان به دلايلي غير از اين دست به انتخاب همسر زده و ازدواج مي‌كنند و يا معني آرامش را به خوبي درك نمي‌كنند.
رضایی افزود: دختران در اين ميان مجبور مي‌شوند با افرادي كه تناسب و سنخيت لازم را با آنها ندارند، ازدواج كنند و برخي نيز به اشتباه، تفاهم را تشابه معني مي‌كنند؛ به همين دليل نمي‌توانند تفاوت‌هاي فردي يكديگر را تحمل كرده و سعي در تغيير برخي ويژگي‌هاي همديگر دارند.
معاون دانشکده روانشناسی مهديشهر بیان کرد: مهمترين دليل تأخير ازدواج شرايط اقتصادي است، صرف استفاده از راهكارهاي فرهنگي كفايت نمي‌كند، به دليل اينكه در گام اول لازم است تدابير اقتصادي لازم در اين خصوص تدارك ديده شود.
رضايي افزود: در كنار تدابير اقتصادي از راهكارهاي فرهنگي مثل آشنا كردن خانواده‌ها و جوانان با عادت‌هاي مخرب و آموزش چگونگي جايگزيني عادات پيوند دهنده به جاي آنها، آموزش مهارتهاي زندگي و برطرف كردن طرح واره‌هاي ناسازگار،‌ آموزش‌هاي پيش از ازدواج،‌ در نظر گرفتن واحدهاي درسي مناسب در زمينه مهارت‌هاي زندگي زناشويي و مديريت خانه براي دانش‌آموزان و دانشجويان، ترويج ارزش‌ها و اصول اخلاقي،‌ آموزش راهكارهاي تحمل مشكلات زندگي و ارتقاء‌ ميزان تاب آوري در برابر مشكلات،‌ مي‌تواند در اين زمينه كمك كننده باشد.
سلامت اجتماعي و رواني جامعه در خطر است
در ادامه اين گفتگو كارشناس ارشد بررسي و تحليل بسيج جامعه زنان استان سمنان گفت: افزایش طلاق موجب ازدياد روابط نامشروع یا حداقل ترویج فضای روابط نامشروع می‌شود، نظر به اينكه اين مسئله آسيب‌هاي متعددي در ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي فراهم مي‌آورد.
احترام حيدريان افزود: بايد گفت اولین و مهم‌ترین عامل طلاق، دخالت‌ نابجای والدين زوجين است كه در اغلب موارد دخالت پدر و مادر منجر به طلاق و جدايي مي‌شود چرا كه پدر و مادر دختر از فرزند خود و پدر و مادر پسر نيز از پسرشان حمايت مي‌كنند.
وی ادامه داد: متأسفانه گاهي اوقات در فرآيند تشكيل خانواده ناسازگاري‌هائي به وجود مي‌آيد و زوجين را به گسستن پيوند زناشوئي وادار مي‌كند، واقعيتي كه پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد و به عنوان نخستين حلقه زمينه آسيب‌هاي اجتماعي را ايجاد مي‌كند؛ فقدان برنامه‌ريزي هوشمندانه در جهت كاهش طلاق صدمات جبران‏‌ناپذيري بر پيكره سلامت اجتماعي و رواني جامعه فراهم مي‌آورد.
کارشناس مذهبی سمنان تصریح کرد: در ميان موضوعات مختلف آموزشي تأكيد بر آموزش مهارت‌هاي زندگي به زوجين در اولويت کارها است؛ زيرا اينگونه مهارت‌ها فرد را در برخورد مؤثر در برابر مشكلات و كشمكش‌هاي زندگي توانا مي‌كند.
حیدریان با اشاره به اینکه بديهي است دقت و توجه در آمار ازدواج و طلاق در استان مي‌تواند ضرورت توجه ويژه به منظور اصلاح وضعيت موجود را فراهم آورد و از آسيب‌هاي اجتماعي، فرهنگي و ... در حوزه‌هاي فردي، اجتماعي و ... پيشگيري به عمل آورد.
وي گفت: تغيير باورها و شرايط زندگي امروزه يكي از مهم‌ترين دلايل افزايش طلاق در جوامع در حال توسعه و گذار محسوب مي‌شود.
حیدریان خاطرنشان کرد: مهم‌ترین دستاورد ازدواج آرامش است و در نقطه مقابل، مهم‌ترین معظل طلاق بر هم زدن آرامش و ايجاد استرس و اضطراب است و اين امر رابطه مستقيمي با افزايش آسيب‌هاي اجتماعي دارد.
وی ادامه داد: اگر متوليان فرهنگي گروه‌هاي در معرض خطر را شناسايي كنند مي‌توان اميدوار بود كه سلامت اجتماعي از حالت بحران و خطر خارج شود.
كارشناس ارشد بررسي و تحليل بسيج جامعه زنان استان سمنان بیان کرد: وقتي كه در كاركردهاي خانواده اختلالي پيش مي‌آيد برخي آسيب‌ها از جمله طلاق در آن بوجود مي‌آيد، به همين دليل بايد روي كاركردهاي خانواده بيشتر كار شود و براي هر مشكلي به دنبال علت آن باشيم و عواملي كه باعث بروز آسيب‌ها مي‌شود را رفع كنيم.
حیدریان افزود: ميزان طلاق در استان شرايط نگران كننده‌اي را نشان مي‌دهد از آنجايي كه آموزش و پرورش نقش مؤثري در آموزش افراد دارد به نظر مي‌رسد بايد طرحي جامع ويژه دختران و پسران جوان در سن ازدواج تدوين شود.
وی برگزاري كارگاه‌هاي اموزشي براي زوجين جوان در مقاطع مختلف تحصیلی هر شش ماه يكبار، تخفيف در ارائه تعرفه‌هاي مشاوره‌اي در محيط‌هاي مختلف خصوصاً در محيط كارگري جامعه هدف و ارائه بسته باز آموزشي به افراد در شرف ازدواج را از جمله راهکارهایی ارائه کاهش طلاق عنوان کرد.
كارشناس ارشد بررسي و تحليل بسيج جامعه زنان استان سمنان از دیگر راهکارهایی کاهش طلاق را برگزاري همايش آموزش‌هاي مهارت زندگي زوجين جوان، ايجاد جاذبه و تنوع در برنامه‌هاي صدا و سيما، تقويت باورهاي ديني و آشنايي مردم با فرهنگ اصيل ايراني دانست.
فروپاشي بنيان خانواده صدمه‌اي جبران ناپذير بر پيكر اجتماع
همچنين استاد دانشگاه گرمسار با بيان اينكه فروپاشي بنيان خانواده صدمه‌اي جبران ناپذير بر پيكر اجتماع است، گفت: هر فردی در مورد مسائل مهم زندگی‌اش باید اطلاعات و دانش كافی داشته باشد؛ اما متأسفانه در ایران در مورد رابطه زناشویی اطلاعات كمی داده شده و اگر هم اطلاعاتی داده شده به صورت علمی و تخصصی بوده كه برای مردم عادی غیرقابل دسترسی است.
سجاد عرب‌عامری افزود: فروپاشی یك خانواده یك رویداد ساده نیست؛ زیرا باید همه خاطرات و تجربیات نامطلوب زندگی از ذهن پاك شود و از بین برود تا فرد بتواند خود را با شرایط آتی زندگی هماهنگ سازد.
وی از جمله راهکارهایی فرهنگی را عدم تفاهم و توافق اخلاقی، ناسازگاری و عدم سازش، بداخلاقی و بدرفتاری، خشونت (كتك زدن)، تفاوت و تضاد در زندگی، تفاوت‌های فرهنگی، سوءظن، اعتیاد، عدم شناخت و درك یكدیگر، ازدواج دوم، دخالت دیگران در زندگی، اختلاف سن، عدم علاقه، بیماری روحی، بیكاری و عدم توافق در مسائل جنسی (زناشویی) عنوان کرد.
نماینده اسبق مردم گرمسار در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: آموزش و یادگیری همسرداري و خانه‌داري در گذشته يك اصل و درس خواندن يك فضيلت بود.
استاد دانشگاه گرمسار گفت: يك نگاه به سابقه فرهنگي ما در گذشته، نشان مي‌دهد كه آمار طلاق در برخي از جوامع در حد صفر بوده ولی اکنون آمارها نشان از يك فاجعه اجتماعي مي‌دهد بنابراين ترجيح مي‌دهم به جاي آنكه دلايل سير صعودي طلاق را در حال حاضر بررسي كنم، به دلايل ازدواج دائمي بدون طلاق در گذشته بپردازم.
عرب عامری بیان کرد: فرهنگ بود كه اگر دختري با چادر سفيد به خانه بخت مي‌رود، با كفن سفيد از آن خانه خارج شود؛ و اين تقريباً به صورت صد در صد اتفاق مي‌افتاد.
وی ادامه داد: دختر سواد داشت يا نداشت، حرف پدر و مادر و همسر خود را مثل حرف خدا محترم مي‌دانست. هرگز از آنها دروغ نشنيده بود و برايش اهانت تلقي مي‌شد كه بگويند يكي از آنها دروغ گفته است، خود دروغ را بد مي‌دانست و هرگز پيرامون آن نمي‌رفت.
نماینده اسبق مردم گرمسار در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: دختر براي همسر خود قيموميت و به نوعي ولايت قايل بود،اگر گاهي مرد او از سر عشق و يا استيصال با او مشورت مي‌كرد ولي نظر خود را عمل مي‌نمود، او نمي‌رنجيد و تمايل نداشت نظر خود را بر شوهر تحميل كند، بلكه برعكس ترجيح مي‌داد نظر ندهد و از شوهر خود مي‌خواست كه تو حكم كن تا من اطاعت كنم.
عرب عامری گفت: آن زمان اگر دخترها حق مي‌يافتند در مجالسي شركت كنند، مجالس تعزيه خواني؛ مسجد و حد اكثر سفره‌هاي نذري زنانه بود. اغلب در همين مجالس بود كه وجاهت و شخصيتشان برخي از مادرهاي جوان دار را به خواستگاري مي‌كشاند.
وی افزود: اغلب ازدواج‌ها در ميان فاميل اتفاق مي‌افتاد و هنوز اين رسم در برخي نقاط كشور ايران وجود دارد. كسي در طايفه خود حتي يك مورد طلاق را به ياد ندارد. شايد دليلش اين بود كه علاوه بر شناخت دقيق، مسايل عاطفي خانواده‌هاي فاميل مانع از اين مي‌شد كه به راحتي رشته زندگي بريده شود.
استاد دانشگاه گرمسار بيان كرد: مادرها آنچه بلد بودند به دخترانشان ياد مي‌دادند. همين‌طور پدرها به پسرانشان حرفه خود را مي‌آموختند. اگر دخترها وقت خالي پيدا مي‌كردند مي‌رفتند دنبال درس قرآن و يا چيز ديگري. بلد بودن همسرداري و خانه‌داري برايشان يك اصل بود نه درس خواندن. درس خواندن يك فضيلت بود.
عرب‌عامري ادامه داد: مادر شوهر و مادر دختر به طور دائم در دسترس او بودند و به عنوان دو معلم در مسايل مستحدثه او را راهنمايي مي‌كردند و نمي‌گذاشتند كه ضعف‌هاي او به جايي برسد كه سبب بريده شدن رشته زندگي گردد و همچنين ضعف‌هاي مرد خانه را به همسرانشان و از طريق آنها با بزرگتر قوم در ميان مي‌گذاشتند و دنبال راه حل كم ضررتر مي‌گشتند.
وي بيان كرد: تا سال‌ها دختر و پسري كه تازه ازدواج كرده بودند در مجاورت خانواده پسر زندگي مي‌كردند. سر سفره آنها مي‌نشستند تا به استقلال برسند. يك دوره آموزش تكميلي براي زندگي بود.
استاد دانشگاه گرمسار بيان كرد: مبلغ مهريه تعيين مي‌شد؛ نه آنقدر كه مرد از اداي آن عاجز باشد، از طرف ديگر زن از دريافت حق مسلم شرعي و قانوني خود امتناع مي‌كرد و مي‌گفت بگذار دست‌مايه او باشد براي كار و آينده‌مان.
عرب‌عامري گفت: استفاده بهينه از وسايل زندگي را در خانواده‌هاي خود مي‌آموختند، براي مثال ياد مي‌گرفتند كه از سياه چادر به جاي لحاف كرسي هم استفاده كنند، ياد مي‌گرفتند كه از خورجين الاغشان به عنوان تشك كرسي استفاده كنند و به اين ترتيب از هزينه كردن بي‌مورد پرهيز مي‌كردند.
وي افزود: دخترها به خوبي مي‌فهميدند كه مادر داماد آنها را پسنديده و به پسرش پيشنهاد كرده است؛ لذا او را به عنوان دلسوز خود مي‌دانستند و به او احترام مي‌گذاشتند و خجالت مي‌كشيدند از او نافرماني كنند.
سخن آخر...
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی منبعث از مجموعه علل و عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خاصه مباحث فرهنگی است و تعیین یک عامل اصلی و قطعی بروز طلاق امکانپذیر نیست.
بايد گفت عواملی همچون تعارضات فرهنگی، ناهماهنگی های طبقاتی، گسترش شهرنشینی، خشونت های خانگی، گسترش سطح آگاهی و ارتباطات اجتماعی افراد خاصه در زنان، دخالت های بی مورد دیگران، ازدواج های اجباری، تعدد زوجات، اعتیاد، فقر و بیکاری، محکومیت های درازمدت، بدآموزی وسایل ارتباط جمعی، نارسایی های جسمی ـ روانی هر یک می توانند به نوعی گسترش وقوع و یا احتمال طلاق را افزایش دهد.
در نتيجه تعیین عامل اصلی بروز طلاق همان گونه که ذکر شد امکانپذیر نیست.
انتهاي پيام/
گزارش از: مرضيه كبيري

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.